خرید بک لینک
آه بر جان میکشم و باز گریه ای دوباره میکنم گاهی سکوت میکنم و سکوتت را نظاره میکنمبه یاد سالهای عاشقی و جوانی که برما گذشت همانند قدیم نگاهی به نقش آسمان وستاره میکنم چشم به آیینه میدوزم و و چشم در چشم خویش تو در چشمم میرقصی و به عشق تو اشاره میکنمسالها نشسته ام و از تو نه پیغامی و نه نامه ایهر روز کاغذهای سفید را جای نامه ات پاره میکنم در اوج نومیدی به کوچه مینگرم باز و با خود به رسم امیدواری برای آمدنت استخاره میکنم میدانم تو مرا در هیاهوی روزگارت گم کرده ای اما باز با یاد مهر و لبخندت دل خود را چاره میکنم

برچسب: نویسنده: سینا حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 13:55

دوش خواب دیدم عشقت مرا از خواب بیدار کرد

آن دو چشم کهربایت به جانم توطئه بسیار کرد

وجودم مات و مبهوت بود و حیران از این عشق

آن سیه موی پیچان تو به جرم عشق مرا بر دار کرد

هیچ اندیشه و اندوهم نبود از این جان دادن و رستن

آرزویم جز مرگ در ره عشق نبود و او با من همینکار کرد

برچسب: نویسنده: سینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 5 فروردين 1402 ساعت: 2:45

صفحه بندی